سيد عليرضا حسيني

80

مظلومترين پيامبر ( فارسي )

آنان را به شهادت رسانند . حجر را به حمير سپردند ، أو را براي كشتن آماده كرد ، حجر فرمود : مرا رخصت دهيد تا دو ركعت نماز بخوانم ، پس وضو ساخت ، ودو ركعت نماز خواند ، نمازش به طول انجاميد ، به أو گفته شد ، آيا از ترس مرگ نمازت را طولانى كردى ؟ چون از نماز فارغ شد ، فرمود : هيچ گاه وضو نگرفتم مگر اينكه نماز خواندم ، وهيچ گاه نمازى به مختصرى اين نماز نخوانده أم ، اگر مى خواستم بترسم آنگاه مى ترسيدم كه شمشير برهنه ، كفنهاى آماده وقبر كنده شده را ديدم . . . چون خواستند حجر را سر ببرند ، گفت : خداوندا ! ما شكايت مى آوريم از امتمان ، أهل عراق بر ما شهادت دادند ، وأهل شام ما را كشتند ( 1 ) . ابن كثير مى گويد : معاوية بر عايشه وارد شد ، عايشه گفت : چرا أهل عذراء ، حجر واصحابش را كشتى ؟ معاوية گفت : كشتن آنها را به صلاح أمت وبودن آنها را فساد براي أمت مى ديدم ، عايشه گفت : از

--> 1 - طبقات ابن سعد ، ج 6 ، ص 219 .